آداب و رفتار های پیامبر اسلام (ٌص)
دوشنبه 28/1/91 8:43 عصر| | نظر
نمونههایی از آداب و رفتار پیامبر اکرم(ص) را ذکر کنید؟
پاسخ :
در کتابهای اخلاقی و آثار روایی، در سیرهی پیامبر اکرم(ص) مطالب زیادی نقل شده است که حدود دویست مورد آن را علاّمه طباطبایی(ره) در ضمن بحث روایی، در تفسیر المیزان به صورت مفصل بیان داشتهاند:[1]
1. راوی میگوید از امام حسن مجتبی(ع) خواستم که منطق پیامبر اکرم(ص) را برای من وصف کند، فرمود:
رسول خدا(ص) دایم در فکر بود. بسیار کم حرف بود و جز در مواقع ضرورت، تکلم نمیکرد و وقتی حرف میزد کلام را از اول تا به آخر با تمام فضای دهان ادا میکرد. خُلق نازنینش بسیار نرم بود؛ به این معنا که نه کسی را با کلام خود میآزرد و نه به کسی اهانت مینمود؛ دنیا و ناملایمات آن، هرگز او را به خشم در نمیآورد و وقتی که حقی پایمال میشد، از شدت خشم، کسی او را نمیشناخت. از هیچ چیزی پروا نداشت تا آن که احقاق حق میکرد.[2]
2. از امام حسین(ع) از وضع داخلی خانه و رفتار پیامبر(ص) با خانوادهاش سؤال کردند؛ در پاسخ فرمودند:
وقت خود را در خانه به سه جزء تقسیم میکرد: جزئی را برای عبادت خدا و جزئی را برای به سر بردن با خانواده و جزئی را به خود اختصاص میداد. و از جملهی سیرهی آن بزرگوار این بود که در مقابل اهل علم و دانشمندان تواضع میکرد و هر کسی را به مقدار فضیلتی که در دین داشت احترام مینمود و نیازهایش را برطرف میساخت.[3]
3. امام حسین (ع) از پدر بزرگوارش علی(ع) نقل میکند که فرمود:
رسول خدا(ص) زبان خود را از سخنان غیر مورد لزوم باز میداشت و با مردم انس میگرفت و آنان را از خود نمیرماند. بزرگ هر قومی را احترام میکرد. از مردم، حال مردم را میپرسید و هر عمل نیکی را تحسین و تقویت میکرد. و هر عمل زشتی را تقبیح و توهین مینمود. در همهی امور، میانهرو و معتدل بود و افراط و تفریط نمیکرد. از غفلت مسلمین و انحرافشان ایمن نبود.[4]
4. سید الشهداء(ع) میفرماید: پدر بزرگوارم حضرت علی(ع) دربارهی ادب پیامبر اکرم(ص) در جلسات فرمودند:
دایم خوشرو و نرمخو بود. خشن و درشتخو و فحاش و عیبجو و مداح نبود. خود را از سه چیز پرهیز میداد: نخست. هرگز احدی را مذمت و سرزنش نمیکرد؛ دوم. هرگز لغزش و عیبهایش را جستوجو نمینمود؛ سوم. هیچ وقت حرف نمیزد مگر در جایی که امید ثواب در آن میداشت.[5]
5. غزالی، در احیاء العلوم، در باب اخلاق پیامبر اکرم(ص) گوید:
پیامبر(ص) همیشه دعا میکرد که خداوند او را به محاسن آداب و مکارم اخلاق مزیّن گرداند و میفرمود: «اللهم حسّن خَلقی و خُلقی؛ خدایا خلقت و خوی مرا نیکو گردان» و میفرمود: «اللهم جنبنی منکرات الاخلاق؛ خدایا خویهای زشت را از من دور ساز.» سپس خداوند دعای او را مستجاب نمود و فرمود: «ادعونی استجب لکم».[6]
6. سعد هشام گوید:
از یکی از زنان پیامبر اکرم (ص) در مورد اخلاق او پرسیدم، گفت: «آیا قرآن نمیخوانی؟» گفتم: «بلی میخوانم»؛ گفت: «خوی پیغمبر قرآن بود».[7]
7. در کافی به سند خود از طلحه بن زید از امام صادق(ع) روایت کرد که فرمود:
رسول خدا (ص) بیشتر اوقات رو به قبله مینشست.[8]
8. در اهمیت دادن به نماز و فضیلت اول وقت آن بسیار تأکید داشتند. در بحار الانوار، علاّمه مجلسی روایتی از عایشه نقل میکند که گفته است:
رسول خدا (ص) برای ما و ما برای او سخن میگفتیم، همین که موقع نماز میشد، حالتی به خود میگرفت که گویی، نه او ما را میشناخته و نه ما او را میشناختهایم.[9]
9. نقل است که وقتی آیهی شریفهی «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِینَ»[10] نازل شد، حضرت پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
خدای تعالی، مرا ادب نمود به تمام مکارم اخلاق و صفات پسندیده؛ و بزرگترین افراد با ادب نسبت به خداوند، همانا پیامبران و اوصیا و کسانی که رفتارشان همانند آنها باشد هستند. و بالاتر از همهی ایشان از لحاظ اخلاق و ادب، پیغمبر ما(ص) است؛ چنان که خداوند در حقش فرمود: «وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ؛[11] ای حبیب ما، اخلاق نیکوی تو از همه لحاظ عظیم و بزرگ است».[12]
این خلقیات و آداب نه تنها در شخصیت پیامبر اکرم(ص) در تمام طول عمر شریفش هویدا بود، بلکه در اهل بیت پاکش نیز جلوه و تجلی یافته و همهی ائمهی طاهرین(ع) را مزیّن ساخته است. به عنوان نمونه یک مورد از این ادب بلند الهی را مورد اشاره قرار میدهیم و آن هم وصیت امیر بیان علی(ع) به فرزند بزرگوارش، امام حسن مجتبی(ع) است که او را مخاطب قرار میدهد و میفرماید:
ای پسر من، بهره و نصیب خود را کاملاً از ادب بگیر و دل را آماده کن برای ادب؛ زیرا دل بزرگتر است از این که پلیدی وارد آن گردد. بدان که هر وقت فقیر شدی، ادب، تو را بینیاز گرداند و میتوانی به خوبی زندگانی کنی و اگر در شهر و دیار غربت رفتی، رفیق و مصاحب و دوست با وفای توست (یعنی با داشتن ادب، ترس و وحشتی نخواهی داشت). ای پسر من، ادب سبب زیاد شدن عقل و باعث پاکی و زیرکی قلب و منشأ فضیلت و بزرگواری است. بدان که دوست واقعی برای کسی به سبب مال و ریاست پیدا نشود؛ بلکه ادب است که تکیهگاه مرد و دلیل عقل و راهنمای صفات و اخلاق نیکوی او میباشد و هر که ادب ندارد، حیوان بیمصرفی بیش نیست».[13]
پس اگر واقعاً به دنبال آن هستیم که خود را مؤدب ساخته و با ادب نفس به کمالات و فضایل دست یابیم، باید پیرو این الگوهای اخلاقی باشیم و به آنان تأسّی نماییم.
[1]. المیزان، ج 6، ص 304، بحث روایی.
مصحف فاطمه الزهرا (س)
دوشنبه 21/1/91 7:57 عصر| | نظر
با سلام به دوستان عزیزم
بنده حقیر مطالبی را به عنوان سنت مدون در مورد این مصحف عزیز و ماجرای بار هجوم به خانه امیر المومنین را در این وبلاگ قرار دادم باشد که بخوانید و به اطلاعات دینی شما افزوده شود/
لازم به ذکر است دوستان که مطالب از سایت آیت الله موسوی زنجانی در این وبلاگ قرار داده شده و با رجوع به این سایت اطلاعات خود را غنی کنید ..
مخفی گاه سنت مدون قسمت دوم
دوشنبه 21/1/91 7:53 عصر| | نظر
مخفی گاه سنت مدوّن (قسمت دوم) سرّ مستودع کجا اسرائیلیات کجا ! گفتیم قرار شد جای خلافت علی (علیه السلام) با خلافت ابوبکر و عمر پر شود و جای سنت مدوّن با قصه های اهل کتاب (یهود و نصارا) . فراموش نکنیم در عصر امام صادق (علیه السلام) نیز حکومت ، والی مدینه را مأمور کرد که از امام صادق (علیه السلام) بخواهد کتاب موجود در پیش حضرت زهرا (علیها السلام) را تحویل حکومت بدهد تا مشکلات تورّم عصر منصور را با استفاده از متن آن حل کنند ولی امام صادق (علیه السلام) فرمودند : من گفته ام آن کتاب را دیده ام ولی نگفتم آن کتاب در اختیار من است . حال برگردیم به اصل مطلب . پیش از سقیفه قرار بر این شد برای انتقال قدرت از قبیله بنی هاشم به سایر قبایل ]که بعدها تبدیل شد به شعار «وسّعوها فی قریش تتّسع» یعنی خلافت را در تمام طوایف قریش دست به دست بگردانید تا این افتخار خلافت به تمام قریش برسد[ دو کار صورت گیرد : الف : با عنوان کردن اجماع امّت بر خلافت ابوبکر از ظهور قدرت از خانه علی (علیه السلام) (بنی هاشم) جلوگیری کنند ! ب : با عنوان کردن شعار «حسبنا کتاب الله» (قرآن برای ما کافی است به سنت نیاز نداریم) از نشر سنت تدوین شده به دست علی (علیه السلام) جلوگیری شود و به جای آن اسرائیلیات و قیاس جایگزین شود در حالیکه اجماع یعنی نظر بشر و قیاس یعنی کار شیطان !! یک مطلب را باید همواره در این قضیه مد نظر داشته باشیم و آن اینکه اگر در ده ها منبع شیعه و سنی می بینیم ابوبکر و عمر (قبل از ازدواج حضرت زهرا (علیها السلام) با حضرت علی (علیه السلام) ) از حضرت زهرا (علیها السلام) خواستگاری کرده اند این بدین خاطر بوده چون رسول خدا فرموده بوده هم سنّت و هم خلافت پس از من در خانه زهرا (علیها السلام) مستقر خواهد شد . این دو نفر می خواستند با داماد شدن برای رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دارای فرزند شوند و خلافت را وارث شوند وقتی دیدند رسول خدا موافقت نفرمود با دادن دختران خود به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می خواستند از طریق نوه وارث خلافت شوند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند : خلافت و سنت در افرادی است که در زیر عبا و یا زیر کساء قرار دارند و عایشه و حفصه حق دخول به کساء را ندارند . پس از بسته شدن این راه بود که قضیّه اجماع امّت در فضای سقیفه 50 متری را مطرح ساختند . به هر حال برای مشروعیّت بخشی به خلافت و سنت خود دو تا کار را در دستور قرار دادند : الف : اثبات و نشر مشرک بودن پدر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) ، مادر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و پدر حضرت علی (علیه السلام) و حتّی مشرک بودن خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) ، تا جایی که گفتند پسر عموی عمر، زید بن عمرو ابن نفیل قبل از بعثت رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) از غذای رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) نمی خورده چون رسول خدا را مشرک و خود را پیرو دین حنیف ابراهیم می دانسته است . و چون زید بن عمرو بن نفیل پسر عموی عمر بن الخطاب بوده ! منظور از جعل این خرافات و افتراها ترفیع بیت عمر و کوبیدن بیت رسالت بوده است ! (و ابن عساکر در ترفیع بیت ابوبکر و بیت عمر و فرزندان آنها حدود 800 صفحه قلم فرسائی کرده است) ب : اثبات اینکه سنت مدوّن در دو خانه بوده یکی خانه ابوبکر که حافظ و ناشر آن عایشه است دیگری خانه عمر که حافظ و ناشر آن عبدالله بن عمر ، یعنی نه در خانه علی (علیه السلام) سنت مدوّن بوده و نه زهرا (علیها السلام) حافظ و ناشر سنت مدوّن ! و صحاح ستّه اهل سنّت در راستای این سیاست سقیفه ای ، روایات را تنظیم کرده اند این کتاب ها ناشر سنت ابوبکر و عمر هستند و چون از روایات اهلبیت رسول خدا تصفیه شده اند لذا حجّت اند ! و صحیح ! و چون ابوبکر و عمر از سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بی خبر بوده اند با دعوت شخصی عمر ، کعب الاحبار و عبدالله بن سلام و تمیم داری و عبدالله بن عمر بن عاص هزاران روایت اسرائیلی را به عنوان سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) وارد بازار فرهنگی مسلمانان کردند و حاصل آن امروز ، حاکمیت سعودی ها شد که بدون مشورت با اسرائیل به سفر یک روزه هم نمی روند ! و امّا مدارک مطالب فوق : 1- متن کتاب نگاهی نو به جفر علی (علیه السلام) نوشته معظم له 2- صحیح بخاری (نه جلدی) جلد 6 ص 234 3- کنزالعمال ج 1 ص 220 خبر 1635 4- بحار الانوار چاپ ایران که اشاره دارد تصویر تمام انبیا در یک صخره سبز یا زبرجد در مسجد سهله ثبت شده و مخفی شده است ج 100 ص 434 باب مسجد سهله ، ج 2 ص 71 ، ج 25 ص 386 ، ج 39 ص 343 ، کتاب چرا باز نگری معظم له از صفحه 45 تا 55 و ضمناً تأمّل شود درباره این سرّی که مستودع در پیش حضرت زهرا (علیها السلام) است ، بحار ج 17 چاپ ایران از صفحه 130 تا 158 و جلد 40 از صفحه 127 تا صفحه 218 .
مخفی گاه سنت مدون قسمت اول .
دوشنبه 21/1/91 7:52 عصر| | نظر
اسلام مرکب از دو امر است : الف : قرآن کریم که حاصل یک نزول است . ب : املاء مستقیم فروعات احکام ، اخبار گذشته ، اخبار حال و آینده در سفر معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) از طرف خداوند متعال به ایشان و ثبت آن توسط حضرت علی (علیه السلام) با املای مجدد آن توسط رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) که در قالب یک میلیون فرع و مسئله ثبت شده است و تمام مسائل املاء شده در معراج با احتساب قرآن از 12 طریق به 12 امام می رسیده و می رسد . اسم آن 12 طریق : 1- غابر 2- مزبور 3- القاء به قلب 4- زمزمه در گوش 5- محتوای انبان سفید حامل کتب انبیاء سابق 6- محتوای صحیفه فاطمیه 7- محتوای جامعه که طوماری است به طول 70 زراع و حدود 40 متر 8- محتوای ذآبه السیف 9- العبیطه 10- الناموس 11- لوح اخضر 12- قرآن کریم . به اسلام تنزیلی (قرآن) ثقل اکبر اطلاق شده و به 11 طریق دیگر که مخصوص 12 امام است ثقل اصغر ، به قرآن وحی تنزیلی و به 11 طریق اختصاصی اهل بیت وحی بیانی هم گفته شده ، به قرآن کتاب گفته می شود به 11 طریق دیگر سنت . معنای آن 11 طریق بعداً خواهد آمد . خداوند متعال به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود : از آنجائیکه مدیریت اسلام بسیار سنگین است تو بر خلاف تمام انبیاء باید این مسئولیت سنگین را با خانواده یعنی با اهل بیت خود بر دوش بکشی یعنی در حیات خود مسئولیت ابلاغ را دو قسمت کنی یک قسمت را خود و قسمت دیگر را به علی (علیه السلام) واگذار کنی و اعلام کنی بین تمام انبیاء دو پیامبر دارای وزیر بودند یکی موسی که هارون وزیر او بود یکی هم من که علی وزیر من است و پس از رحلت خود مثل آدم ، ادریس ، نوح ، عیسی 12 وصی دارم تا روز قیامت مسئولیت اداره جهان را بر عهده خواهند داشت و باید بدانی چون تو به طور مستقیم متصل به وحی هستی رقبای بنی هاشم از قریش نمی توانند در قبال تو موضع بگیرند امّا پس از رحلت تو مدیریت در قالب امامت دچار وقفه خواهد شد برای حل این مشکل هم من و هم تو بخش دوم اسلام را که همان سنت است که در معراج القاء و املاء شده در 12 قسمت از 12 طریق به اهلبیت منتقل خواهیم کرد در این صورت چون این بخش دوّم اسلام وحی بیانی و مفسر قرآن است در انحصار اهلبیت خواهد ماند لذا مصادره خلافت توسط قبایل رقیب بنی هاشم یا قبایل درونی بنی هاشم مانند بنی عباس در دراز مدت شکست خواهد خورد چرا که آنها چون علم به بخش دوم اسلام را ندارند پس از گذشت زمان مردم دور آنها را خالی خواهند کرد به دلیل نگرفتن پاسخ استفتائات . اینکه برای انتقال بخش دوم اسلام یعنی املائات معراجی یا وحی بیانی و یا همان سنت و یا ثقل اصغر باید هر روز 2 کلاس یکی صبح یکی شب برای علی (علیه السلام) داشته باشی و آن یک میلیون فرع را به علی (علیه السلام) املاء کنی و علی ثبت کند و آن را به عنوان یکی از مصادیق ارث علم لدنّی در خانه خود برای 11 امام دیگر نگهدارد تا دست به دست برسد به امام دوازدهم . تمام دستورات فوق عملی شد . عایشه به وجود کلاس خصوصی بین رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و علی (علیه اسلام) اطلاع پیدا کرد و به ابوبکر اطلاع داد . ابوبکر عمر را در جریان گذاشت طی جلسه ای به این نتیجه رسیدند که مشکل تصرف خلافت دو تا شد چون اگر علی (علیه السلام) را با کمک قبایل قرشی رقیب بنی هاشم از خلافت عقب بزنند باز با مشکل بقای سنت در خانه علی (علیه السلام) مواجه خواهند شد . علی (علیه اسلام) این علوم مدّون معراجی را طوری حساب شده مخفی کرد با وجود اینکه دو بار به خانه وحی هجوم بردند امّا چیزی نیافنتند . مترصدان خلافت یقین کرده بودند این کتاب (که به قول حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) معادل حسن و حسین (علیهما السلام) ارزش دارد . در خانه و اختیار فاطمه زهرا (علیها السلام) است . علی (علیه السلام) پس از 75 روز با مخفی کردن قبر فاطمه زهرا (علیها السلام) مخفی گاه این سنت مدوّن را نیز همراه با جنازه مخفی تر کرد و دستور داد پس از شهادت خودش تا عصر امام صادق (علیه السلام) قبر خودش و مکان سنت مدوّن مخفی بماند و با اختفای این دو قبر شریف منبع سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) از دسترس خلفای غاصب خارج گردید . امّا در عین حال روز وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) اهل سقیفه تصویب کردند به خانه علی (علیه السلام) دوبار هجوم ببرند در اوّلی خود علی را بیاورند برای بیعت با ابوبکر تا خلافت را مصادره کنند یک بار هم هجوم ببرند جهت بازرسی و جستجو در داخل خانه علی (علیه السلام) جهت پیدا کردن و مصادره سنت مدوّن . در هجوم دوّم علی فرمود : بلی من یک صحیفه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در غلاف شمشیر ایشان دارم که نوشته شده : خدا لعنت کند آن اُمّتی را که مولای حقیقی خود را رها کند و به دنبال مولای دیگر برود . در مرحله سوم دو نفر را فرستادند به خانه جناب محمد حنفیه جهت بدست آوردن سنت مدوّن رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) او اظهار بی اطلاعی کرد . اینک این سنت مدوّن در سرزمین عراق و در دسترس امام عصر (عجل الله فی فرجه الشریف) است ! کودتاچیان سقیفه به این نتیجه رسیدند جای علی (علیه السلام) را با ابوبکر و عمر پر کنند جای سنت را !!!
تربیت کودکان به سبک پیامبر(ص)
یکشنبه 16/11/90 8:22 عصر| | نظر
شخصیت دادن به کودک
در دنیای کنونی به کودک بسیار اهمیت می دهند. پرورش کودکان و احترام به شخصیت آنان در خانواده و اجتماع مورد توجه کامل دولت و ملت است اما با همه ی مسائل آن اندازه که پیشوای مسلمانان به تربیت کودکان توجه داشته است،دنیای امروز به آن توجه ندارد. اگرچه،گاهی حکمرانان و زمامداران کشورهای متمدن به یتیمخانه ها و کودکستانها می روند و یکی دوساعت را با آنان می گذرانند و گاهی برخی از آنان را درآغوش می گیرد و از این صحنه ها؛عکس ها و فیلم هایی را تهیه می کنند و پیرامون آنها مقالات بسیاری می نویسند و از این راه مراتب احترام خویش را نسبت به کودک در افکار عمومی منعکس می کنند. اما تاکنون هیچ فردی همانند رسول گرامی اسلام در نهایت سادگی و مهربانی در کوچه و خیابان این گونه به کودکان مهربانی و محبت نکرده وآنان را درآغوش نگرفته است . بنابراین پیامبر (ص) نسبت به تمام کودکان،خواه فرزندان خود و یا اطفال دیگران محبت مخصوصی داشت . از این رو درباره آن حضرت نوشته اند:
«وَ اتلَطُفُ بالقبیان من عاده الرسول»[1] یعنی مهربانی درباره کودکان از شیوه های مخصوص پیامبر (ص ) بوده است .
همین شیوه را دیگر امامان شیعه نیز ادامه داردند و برای کودکان شخصیت قائل بودند که در زیر به چند مورد از آنها اشاره می شود .
1.پرسش از کودک :
حضرت علی همواره در حضور مردم از فرزندان خود پرسشهای علمی می فرمودو در برخی موارد پاسخ به پرسشهای مردم را به آنان واگذارمی کرد. آن حضرت با این عمل به بهترین وضع نسبت به آنها احترام گذاشته و بزرگترین شخصیت و استقلال را دروجودآنان ایجادکرده است .
2. حسن معاشرت :
یکی از اساسی ترین عوامل ایجاد شخصیت در کودک حسن معاشرت و رفتار نیکو با اوست که رسول خدا در یک عبارت بسیار کوتاه بیان فرموده و آشکارا اجرای آن را به پیروانش دستور داده است: «به فرزندان خود احترام گذارید و با آداب و روش پسندیده 3. با آنها رفتار کنید.»[2]
3. وفای به عهد:
وفای به عهد یکی از عواملی است که اعتماد را در کودک بوجود می آورد و در رشد شخصیت او بسیار موثر است. پیشوایان راستین اسلام درباره وفاهی به عهد نسبت به کودک سفارشهای فراوانی کرده اند.
علی (ع) گوید: رسول خدا (ص) فرمود: اگر یکی از شما به فرزند خودوعده ای داد باید به آن وفا کند و از عهد خود تخلف ننماید.
4.آشنا کردن کودک با سختیها:
یکی دیگر از راه های شخصیت دادن به کودک آشنا ساختن فرزندان خصوصا پسران با سختیهاست تابتوانند درآینده با مشکلات مبارزه کنند. زیرا کودکان باید عملا درک کنند که به دست آوردن هر چیزی نیاز به کوشش و زحمت داردو اگر کودکی بامشکلات و سختی ها آشنا نباشددر آینده در برابر ناملایمات گوناگون زندگی ناراحت و در نهایت سرخورده خواهد شد.
لازم به تذکر است که آشنا کردن کودکان با مشکلات نباید باعث ناراحتی کودک شود یعنی نباید کارهایی که به وی واگذار می شود بیش از توانایی او باشد بنابراین توانایی کودک را باید در نظر گرفت. رسول خدا در همین راستا به چهارنکته یادآور می شود:
1.آنچه را که کودک در توان خود داشته و انجام داده است از او قبول کنند.
2.آنچه را که انجام آن برای کودک سنگین و طاقت فرساست از او نخواهد.
3.او را به گناه و سرکشی وادار نکنند.
4. به او دروغ نگویند و در برابر او مرتکب اعمال احمقانه نشوند[3]
در روایات دیگری چنین نقل شده است:
هنگامی که رسول خدا (ص) هفت ساله بود روزی از دایه اش حلیمه سعدیه پرسید:برادرانم کجا هستند ؟ جواب داد: فرزند عزیز آنان گوسفندانی را که خداوند به برکت وجود تو به ما مرحمت کرده است به چرا برده اند . طفل گفت: مادر،درباره من به انصاف رفتار ننمودی. مادر پرسید: چرا؟ گفت: آیا سزاوار است که من در سایه خیمه بمانم و شیر بنوشم ولی برادرانم زیر آفتاب سوزان باشند؟»[4]
5. بلند شدن در برابر کودکان:
یکی از شیوه هایی که رسول گرامی اسلام انجام می داد وبدین وسیله برای کودکان شخصیتی قائل می شد این بودکه گاهی به احترام کودک از جای خودبر می خاست و در هر صورت به کودک احترام می گذاشت و عملا به مردم درس پرورش شخصیت کودکان را می آموخت.
روزی پیامبر(ص) نشسته بود. امام حسن و امام حسین (ع) وارد شدند،حضرت به احترام آنان از جا برخاست و به انتظار ایستاد. چون کودکان در راه رفتن ضعیف بودند لحظاتی چند طول کشید . بدین جهت پیامبر (ص) به سوی آنان رفت و استقبال کرد .آغوش خود راگشود و هر دو را بردوش خویش سوار کرد و به راه افتاد و فرمود: «فرزندان عزیز،مرکب شما خوب مرکبی است و شما چه سواران خوبی هستید.»[5]
6.آموختن احکام دینی :
عبادت، دعا و نیایش تمرین کودکان در پیشگاه خداوند،اثر درخشانی در درون کودک می گذارد اگر چه کودک ممکن است معانی الفاظ و عبارات نماز را نفهمد،ولی توجه به خداوند،راز و نیاز ،درخواست کمک از پروردگار ،دعا و خواهش در پیشگاه الهی را درهمان عالم کودکی درک می کند و دلش را به خداوندو رحمت نامحدود وی مطمئن می سازد و در باطن خود تکیه گاهی برای خویش احساس می کند و درهنگام سختیها و روبروشدن با حوادث قلب خود را تسکین می بخشد. چنانکه خداوند می فرماید:
«اَلَّذینَ آمِنوا وَ تَطمئنُّ قُلوُبُهم بِذکرِالله ،اَلا بذکراللهِ تَطمئنَّ القلوُبُ[6]»
«مومنان واقعی با یادخدا دلی آرام و مطمئن دارند،آگاه باشید که تنها با یاد خداوند دلهای مردم قرار و اطمینان پیدا می کند.»
برای اینکه کودکان از آغاز مومن و خداپرست تربیت شوندلازم است بین جسم وجان آنها از نظر ایمانی هماهنگی برقرار باشد ،به همین مناسبت اسلام پدران و مادران را موظف کرده که فرزندان خود را به خداوند متوجه سازند و به آنان خداپرستی وآموزشهای دینی بیاموزند و از سوی دیگر دستور داده که کودکان را به نماز و عبادت تمرینی وادار کنند.
رسول خدا(ص) درحدیثی فرمود: به کودکان خود در هفت سالگی امر کنید نماز بگذارند.[7]
امام باقر (ع) در روایت دیگری وظایف پدران و مادران را در تربیتهای ایمانی کودکان،در دوران گوناگون سنی چنین بیان فرموده است:
«در سه سالگی کلمه توحید لا الهَ الّاَ الله رابه کودک بیاموزید و درچهارسالگی محمدٌ رسول الله یاد بدهید و در پنج سالگی صورت او را به سوی قبله نمایید و به او دستور دهید سر برسجده بگذارد ، در شش سالگی کامل رکوع و سجود را به طور صحیح به او بیاموزید و در هفت سالگی به کودک بگویید دست و صورت خود را بشوید و وضو بگیرد و نماز بگذارد .[8]»
هدیه دادن به کودکان :
یکی از شیوه های رسول خدا(ص) نسبت به کودکان این بود که به آنها هدایایی را مرحمت می فرمود. در برخی از روایات اینگونه نقل شده که مرد عربی نزد پیامبر آمد وگفت: ای رسول خدا(ص) بچه آهویی را شکار کرده ام که آن را به شما هدیه می کنم تا به فرزندانتان حسن و حسین بدهید.آن حضرت هدیه را پذیرفت و برای مرد صیاد دعا کرد. امام حسن (ع) ناگهان نزد پیامبر(ص) ایستاد و دوست داشت آن بچه آهو را بگیرد. رسول خدا آن را به امام حسن داد. امام حسن(ع) آن بچه آهو را گرفت و نزد مادرش فاطمه (س) آمد. او بدین وسیله بسیار خوشحال بودو باوی بازی می کرد.
ابن عباس می گوید: پیامبراکرم(ص)فرمود: هر کس تحفه ای از بازار بخرد و برای خانواده خود بیاورد،پاداش او نزد خداوند مانند کسی است که به مستمندان کمک کرده باشد.آنگاه درباره تقسیم هدایا فرمود: اول به دختران بدهید و بعد به پسران.
«من فرح ابنه فکانما اعتق رقبه من ولد اسماعیل و من اَقرَبعین ابن فکانما بکی من خشیهَ الله»[9]
هرکس دختر بچه خود را خوشحال نماید،پاداش آزاد کردن بنده ای از فرزندان اسماعیل دارد. وآن کس که پسر بچه خود را خوشحال نماید مانند کسی است که از ترس و خوف خدا گریسته باشد و پاداش چنین فردی بهشت برین است .
رفتاربا کودکان شهیدان:
ابن هشام می نویسد: اسما دختر عیسی همسر عبدالله بن جعفر می گوید:
روزی که جعفر در جنگ موته به شهادت رسید، پیامبراکرم(ص) به خانه ما آمد.من تازه از کارخانه وشست و شو. و نظافت بچه هافارغ شده بودم. به من فرمود:
فرزندان جعفر را پیش من آور ! آنان را پیش آن حضرت بردم. بچه ها را درآغوش گرفت و شروع به نوازش کرد در حالی که اشک از دیدگان آن بزرگوار سرازیر بود.
من پرسیم، ای رسول خدا پدر و مادرم فدایت باد. چرا گریه می کنی؟ مگر درباره جعفر و همراهانش خبری به شما رسیده است؟ فرمود: آری آنها امروز به شهادت رسیدند.[10]
آری،فرزندان مردم نیز از این پرورش دلپذیر و مهرپدرانه رسول خدا(ص) محروم نبودند.
رفتار با کودکان
در حدیثی از ابوبکر نقل شده که : حسن و حسین (ع) را دیدم در حالی که پیامبراکرم(ص) نماز می خواند. برپشت آن حضرت می پریدند. پیامبراکرم(ص) آن دو را با دست خود نگه می داشت تا این که بلند شود وپشت وی راست گردد تا آن دو به راحتی بتوانند روی زمین بایستند و هنگامی که نمازش تمام می شد آن دو را در دامان خود می نهاد و دست بر سرشان می کشید وآنگاه می فرمود: این د و پسر من دو گل خوشبوی من از دنیا هستند.
ودر حدیث دیگر فرمود: فرزند گل خوشبو است و گل خوشبوی من حسن و حسین (ع) هستند.
در روایتی دیگر اینگونه نقل شده که روزی پیامبر(ص) با گروهی از مسلمانان در مکانی نماز می گذارد وهنگامی که آن حضرت به سجده می رفت . حسین (ع) که کودک خردسالی بود بر پشت رسول خدا سوار می شد و پاهای خود را حرکت می داد و هی هی می کرد.
وقتی که پیامبراکرم(ص) می خواست سر از سجده بردارد او را می گرفت و کنار خود روی زمین می گذارد ،این کار تا پایان نماز ادامه داشت.
یک نفر از یهودیان شاهد این جریان بود. پس از نماز به رسول خدا (ص) عرض کرد با کودکان خود به گونه ای رفتار می کنید که ما هرگز انجام نمی دهیم.
پیامبراکرم(ص) فرمود: اگر شمابه خدا و فرستاده او ایمان داشتید با کودکان خود مهربان بودید،مهر و محبت پیامبر نسبت به کودک،مرد یهودی را سخت تحت تاثیر قرار دادوی اسلام را پذیرفت.
نکته ای که در پایان این بحث لازم به یادآوری است این که این نمازها طبق نقل برخی از محدثان نمازهای مستحبی بوده است نه نمازهای واجب زیرا نمازهای مستحبی را در هرحال و درگونه های مختلفی می توان برگزار کرد.
بوسیدن کودکان :
یکی دیگر از شیوه های رسول خدا (ص) نسبت به کودکان و بوسیدن آنان بوده است. اثر وضعی این رفتار این است که علاقه بین پدر و مادر و فرزند را عمیق می سازد و از سوی دیگر بهترین روش برای برطرف ساختن عطش فرزند از آب محبت می باشد . بوسه نشان می دهد که پدر و مادر درباره فرزند خود مهربان هستند و از سوی دیگر نهال محبت و علاقه را دروجود فرزندزنده می سازد و فرزند هم از علاقه پدر ومادر نسبت به خود آگاه می شود و نیروی تازه ای در او بوجود می آید.
جالب توجه این است که احترام رسول خدا(ص) نسبت به فرزندان خود بیشتر در حضور مردم انجام می شد وآن دو فایده دارد:
اول اینکه ریشه شخصیت فرزندان با احترام گذاشتن در حضور مردم بهتر تقویت می شود.
دوم این که رسول خدا از این راه طریقه پرورش کودک را به مردم می آموخت.
در اسلام بوسیدن فرزند بسیار سفارش شده است .
پیامبراکرم(ص)فرمود: کسی که فرزند خود را ببوسد ،خداوند برای او یک حسنه می نویسد و کسی که فرزندخود را خوشحال و شاد کند خداوند هم روز قیامت او را خوشحال می کند.[11]
در روایتی نقل شده رسول خدا (ص) امام حسن و امام حسین (ع) را می بوسید. اقرع بن حابس گفت : من ده فرزند دارم که هرگز یکی از آنان را نبوسیده ام . رسول خدا (ص) فرمود: من چه کنم که خداوند رحمت خویش را از تو گرفته است؟![12]
امام صادق (ع) فرمود: فرزندان خود را بسیار ببوسید زیرا به خاطر هربار بوسیدن ،خداوند در جه ای به شما عنایت خواهد فرمود.[13]
زمشخر می گوید: رسول خدا(ص) حسن علیه السلام را دربرگرفت و بوسید. سپس او را روی زانوی راست خود نهاد. فرمود: حل و صبر و هیبت حود را به او بخشیدم. آنگاه حسین علیه السلام را در برگرفتن و بوسید. روی زانوی چپ خود نشانید و فرمود: به او نیز شجاعت و جودو سخاوت خود را بخشیدم.[14]
سلام کردن به کودکان
یکی از روشهای نیکویی که پیامبراکرم(ص) بر جای نهاده است ،سلام کردن به کودکان می باشد چرا که کودکان در عین اینکه خردسال هستند و بازیگوشی دارندو از مسئولیتها گریزان می باشند ولی خوب می فهمند و محبت را درک می کنند.
این شیوه رسول خدا (ص) برخلاف دیدگاه گروهی کوتاه اندیش و جاهل است که جایی برای کودکان در میان خود نمی شناسند و فرزندان را جدای از خود و ناچیز می دانند. اما در مکتب اسلام سفارش شده که آنها نیز همگی شایسته همان رفتاری هستند که یک بزرگسال درخور آن می باشد.
آری پیامبراکرم(ص) به کودکان احترام گذاشت و تلاس می کرد که آنان وارد محیط اجتماع شوند.
امام باقر (ع) می فرمایند: رسول خدا (ص) فرمود: پنج چیز است که تا لحظه مرگ آنها را ترک نمی کنم. یکی از آنها سلام کردن به کودکان است.[15]
در حدیث دیگر فرمود: در سلام کردن بر کودکان مراقبت دارم تا پس از من به صورت یک سنت در میان مسلمانان بماند وهمه بدان عمل کنند.
عدالت نسبت به کودکان:
یکی از نکاتی که پدران و مادران درباره کودکان باید در نظر داشته باشند موضوع برقرار کردن عدالت در میان کودکان است زیرا فرزندان باید از همان آغاز طعم عدالت را بچشند و خوبی آن را لمس کنند و با آن آشنا شوندوآن را لازمه زندگانی خود و جامعه بدانند و از بی عدالتی و ظلم و تبعیض گریزان باشند چرا که در زندگی کودکان هیچ چیز کوچک نیست از این جهت کوچکترین امور نیز در اجرای عدالت لازم به نظر می رسد.
ابی سعید خدر می گوید: رسول خدا (ص) روزی به خانه دخترش فاطمه (س) رفت. علی علیه السلام در بسترش خوابیده بود. حسن و حسین (ع) نیز در کنار آنان بودند.آنان آب خواستند. رسول خدا (ص) برای آنان آب آورد. حسین (ع) جلو آمد. پیامبر(ص) فرمود: برادرت حسن (ع) از تو جلوتر آب خواست. فاطمه (س) فرمود: حسن را بیشتر دوست داری؟آن حضرت فرمود: هر دو نزد من مساویند ،هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند اما باید عدالت اجرا شود و هر کدام به نوبت خود بنوشند.[16]
علی (ع) می فرماید: پیامبراکرم(ص) مردی را دید که دو کودک داشت یکی را بوسید و دیگری را نبوسید .آن حضرت فرمودند: چرا بین آنان با عدالت رفتار نمی کنی؟![17]
غذا دادن به کودکان:
رسول خدا(ص) خود به کودکانش غذا می داد. این رفتار بیانگر توجه کامل آن حضرت به روحیات فرزندانش می باشد.
سلمان فارسی گوید: وارد خانه رسول خدا شدم. امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نزد وی غذا می خوردند.آن حضرت گاهی لقمه ای در دهان امام حسن و گاهی در دهان امام حسین می گذارد.پس از آنکه خوردن غذا به پایان رسید پیامبراکرم(ص)امام حسن را بردوش خود و امام حسین را برزانوی خود نهاد.آنگاه روبه من کرد و فرمود:
ای سلمان ! آیاآنان را دوست داری؟گفتم: ای رسول خدا ،چگونه آنان را دوست نداشته باشم در حالی که می بینم چه اندازه نزد شما مقام و ارزش دارند؟![18]
اما از آنجا که لقمه حرام در روحیات انسان اثر دارد. پیامبراکرم(ص) فرزندانش را از خوردن غذاهای حرام باز می داشت. ابن ابی الحور درهمین راستامی گوید:
امام حسن (ع) را دیدم. از او پرسیدم:آیا پیامبراکرم(ص) شما را تاکنون از خوردن چیزی بازداشته است . فرمود: با جدم راه می رفتیم تا اینکه از کنار خرماهایی گذشتیم که از صدقات بود . من یک دانه از آن برداشتم و در دهانم نهادم ولی نخوردم. برخی از مردم پرسیدند: چرا آن را نخوردی؟امام حسن فرمود: رسول خدا مانع گردید زیرا خوردن صدقه بر خاندان ما حرام است .[19]
پیامبر اکرم (ص) چنین می فرماید:
«مَن کانَ عِندَه ثبیٌّ فلیتصابَ لَهُ»[20]
«هرکس کودکی نزد او باشد باید سلوکش با او به روش کودکان باشد»
و نیز فرمودند:رحمت خداوند بر پدری باد که در راه نیکی و نیکوکاری به فرزندان خودکمک کند . به او نیکویی نماید و مانند کودکی ،رفیق دوران کودکی وی باشد. او را دانشمند و با ادب پرورش دهد.
بازی کردن پیامبر (ص) با کودکان:
تمام حرکات کودکان از غریزه بازی کردن سرچشمه می گیرد. پیشوای گرامی اسلام به این اصل بزرگ توجه کاملی داشت وآن را در زندگی خود پیاده نموده که برخی را نقل می کنیم:
ابوهریره می گوید: دیدم رسول خدا (ص) دست امام حسن وامام حسین را گرفته بود. پاهای آنان را روی پاهای آن حضرت قرار داشت و به آنان فرمود: نوردیدگان فاطمه بالا روید. آنگاه آنان را می بوسید و می فرمود: خدایا حسن و حسین را دوست دارم.[21]
ابن عمیر می گوید: رسول خدا (ص) امام حسن و امام حسین را به هوا پرت می کرد و می فرمود: کوچولو، کوچولو ،بالا برو و بچه ها نیز از قامت آن حضرت بالا می رفتندو پابرسینه آن حضرت می نهادند.[22]
امام صادق (ع) فرمود:
روزی امام حسین علیه السلام در دامن پیامبر بود. آن حضرت با وی بازی می کرد و می خندید. عایشه گفت: ای رسول خدا،چقدر با این کودک بازی می کنی؟ رسول خدا (ص) فرمود: وای بر تو! چگونه او را دوست نداشته باشم در حالی که او میوه دل و نوردیدگان من است ![23]
سوار کردن کودکان:
یکی دیگر از شیوه های رفتاری پیشوای بزرگ اسلام با کودکان این بود که آنان را برپشت سرخود وگاهی جلوخویش برمرکب سوار می کرد. این روش از نظر روانی برای کودکان بسیار جالب توجه بود. چرا که آنان برای خود این حرکت رسول خدا (ص) را افتخاری بس گرانقدر و ارزنده می دانستندو خاطره ای فراموش ناشدنی برای آنان بود.
نکته قابل توجه این است که آن حضرت گاهی فرزندان خود را بر شانه های مبارک حمل می کرد و گاهی بر پشت خود سوار می نمود و فرزندان دیگران را بر مرکب خود حمل می نمود.
ابن مسعود می گوید:
رسول خدا (ص) حسن و حسین را برپشت خود حمل می کرد و در حالی که حسن را به طرف راست خود و حسین را به طرف چپ سوار می کرد هنگامی که حرکت می کرد می فرمود: مرکب شما نیکو مرکبی است و شما نیز نیکوسوارانی هستید. پدرتان از شما بهتر است [24].
رسول خدا (ص)همان گونه که با فرزندان خود رفتار می کرد با دیگر فرزندان یارانش نیز رفتار می نمود وآنان را سوار بر مرکب خود می کرد.
روایت شده که هرگاه رسول خدا (ص) از سفر باز می گشت و با کودکان برخورد می نمودمی ایستادوسپس دستور می داد آنان را بلند نمایند،برخی را جلوی خود و بعضی را پشت سرش سوار می کرد .پس از آن که مدتی می گذشت آنان به یکدیگر می گفتند: رسول خدا (ص) مرا جلوی خود سوار کرد ولی تو را پشت سرش سوار نمود و برخی دیگر می گفتند: رسول خدا (ص) به اصحابش دستور داد تا این که تو را پشت سروی سوار مرکب کنند.[25]
پیامبر و تنبیه کودکان
آیا رسول خدا (ص) برای تربیت کودکان از کتک زدن و تنبیه بدنی استفاده می کرد یا خیز؟
ا ز بررسی دقیق سیره و رفتار آن حضرت چنین استفاده می شود که رسول خدا (ص) هیچگاه از تنبیه بدنی برای تربیت کودکان استفاده نمی کردند. اگرچه تنبیه امری ضروری و غیر قابل اجتناب می باشد زیرا کمتر کودکی یافت می شود که در دوران تربیتش نسبت به او هیچگونه تنبیه و تندی انجام نشده باشد اما نکته ای که مورد بحث می باشد این است که آیا می توان کودک را تنبیه بندی کرد یا خیر؟
در جهان کنونی از نظر علمی و تربیتی ،زدن کودکان وآسیب رساندن به آنان به منظور ادب، یا مجازات کردن نادرست شمرده شده است و تقریبا در تمام کشورها از کتک زدن و تنبیه بدنی جلوگیری می شود.
رسول گرامی اسلام نه تنهاخود کودکان را تنبیه بدنی نمی کرد بلکه اگر کسی هم این رفتار را انجام می داد آن حضرت شدیدا مخالفت می کرد و سخت اعتراض می نمود.
از بررسی تاریخ،این مطلب بدست می آید که رسول خدا (ص) کودکان متخلف را نیزتنبیه بدنی نکرده و با محبت و اخلاق نیکو برخورد می نمود.
علی (ع) می فرماید: پندپذیری انسان عاقل به وسیله ادب و تربیت است. چهارپایان و حیوانات هستند که تنها با تازیانه تربیت می شوند.[26]
بدین جهت است که در تاریخ پیامبر اسلام یا دیگر پیشوایان دینی سراغ نداریم که در کار مقدس تربیت فرزندان نیازی به کتک زدن پیدا کرده باشند.آنان همواره به عنوان دوستی مهربان و پیشوایی دوست داشتنی و یاری غمخوار و راهنمایی دلسوز در کنار فرزندان خود بودند ودر کودکی با آنان بازی می کردند و در بزرگسالی رفیق و مونس و همدم آنها بودند. این شیوه می تواند راهگشای پیروان آنان در زمان ها و مکان های گوناگون باشد چرا که برنامه های اسلام و دین،مخصوص زمان و مکان یافرقه و گروه مخصوصی نمی باشد بلکه برای همه زمان ها ،مکان ها و بشریت است.
فواید علمی فلسفی نماز ...
یکشنبه 18/10/90 7:1 عصر| | نظر
تاثیر نماز بر بهداشت خواب
خواب از دو مرحله خواب عمیق و خواب REM تشکیل شده است که به طور یک در میان در طی شب حاصل می شوند.
پس از آنکه حدود 45 دقیقه از خواب رفتن انسان گذشت، مرحله REM آغاز می شود و برای مدت کوتاهی ( حدود 10 تا 15 دقیقه ) ادامه می یابد.
در طول مرحله REM، به طرز اسرار آمیزی تمام عظلات اسکلتی بدن از کار می افتد و شخص کاملا بی حرکت می شود. و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب، حالت بیداری کامل را نشان می دهد، طوری که در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است.
در طی مرحله ی REM، درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره ای بالا می رود و حرکات سریع در چشم های فرد دیده می شود که علت نامگذاری این مرحله نیز می باشد. ( مرحله حرکت سریع چشم Rapid Eye Movement ) اگر شخص را در این حالت بیدار کنیم، ادعا می کند که در حال دیدن خواب بوده.
مرحله REM پس از 10 تا 15 دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و منظم تکرار می شود. با این وجود کل دوران REM در طول یک خواب 8 ساعتی در اشخاص طبیعی، 90 دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیک به صبح به وقوع می پیوندد. امروزه دانش پزشکی به اثبات رسانده که یکی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب REM نسبت به میزان طبیعی است، طوری که شخص افسرده بیشتر از سایر اشخاص خواب می بیند. یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM به سر می برد.
زمان نماز صبح که در قرآن تاکیید زیادی به آن شده است، به گونه ای قرار گرفته است که سبب کاهش قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شود. چون دقیقا در زمانی قرار گرفته است که خواب REM بیشتر اتفاق می افتد.
تاثیر نماز بر بیماری آسم
در ایجاد بیماری آسم سه عامل نقش بسزایی دارند:
1- میکروبهایی که وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند.
2- عوامل حساسیت زا، از جمله گرد و غبار، گرده گلها و ...
3- مسائل روانی از جمله اضطراب، عصبانیت، غم و شادی ...
ز دیدگاه دیگر تاثیر تلقین در آسم است که باعث تسکین حمله های آسم می شود. برای نمونه پزشک مبتلا به آسمی، شب هنگام دچار حمله می شود. کلید برق را پیدا نمی کند و با وسیله ای پنجره را می شکند و چند نفس عمیق می کشد. حال پزشک بهبود می یابد و به رخت خواب باز می گردد. ولی وقتی صبح از جواب بیدار می شود مشاهده می کند که به جای شیشه پنجره، آینه را شکسته است.
می توان نتیجه گرفت که چنانچه بیماران احساس امنیت روانی داشته باشند، قدم بزرگی در تسکین بیماری آنها برداشته می شود. تاثیر تنش زدایی نماز به خاطر احساس روانی عمیقی است که در اثر آن حاصل می شود و بدین ترتیب ثبب کاهش حمله های آسم می گردد. همچنین میکروبها که خود یکی از عوامل بر انگیزنده آسم می باشند، به وسیله شستشوی مجرای تنفسی در ضو تا حدی قابل کنترل است.
شستن دهان و بینی با آب درهنگام وضو، ثوا ب زیادی دارد. چون باعث می شود هوای بهتر و بیشترو تمیزتری به مغز، خون و بافتهای بدن برسد که باعث تقویت بینایی، بویایی، شنوایی و تقویت حافظه می گردد.
تمرکزوسلامتی یافتن
مستحب است قبل از وضو هفت مرتبه ذکر لا اله الا الله گفته شود. تکرار سبب تمرکز می شود. در یوگا هم با تکرار حرکات باعث افزایش تمرکز می شویم.
همچنین گفته شده که اگر هنگام ریختن آب صلوات بفرستید، بلا از آن عضو بدن رفع می شود. دلیل آن تلقین است. چون وقتی این جمله را می خوانیم تمام فکرمان سلامتی اعضای بدنمان می باشد، و همین امر باعث سلامتی و نشاط عضوهای بدنمان می شود.
وضو و معالجه بیماری ها
وضو سبب رفع بسیاری از بیماریها می شود. دلیلش اثر آب سردبر روی نقاط حساس بدن در قسمتهایی است که وضو می گیریم. جالب این است که در دین اسلام نقاط طب سوزنی مخصوصا در وضو رعایت شده است.
برای مثال، آقایان باید آب را از پشت آرنج بریزند. ولی خانمها باید آب را از قسمت تای دست بریزند. چونکه نقاط طب سوزنی در آقایان و خانها در بعضی از نقاط فرق می کند.
این را هم بدانید که با تحریک نقاط طب سوزنی بوسیله آب سرد وضو، خط سیر چهارده نصف النهار را تحریک می کنیم و باعث سرحالی، شادابی، تسکین دردها، نیروی جسمانی وروحی و معالجه بسیاری از بیماریها می گردد.
و همچنین تمامی اعضاء داخلی بدن را تقویت می کند.از جمله: ریه ها، روده بزرگ، معده، قلب، کلیه ها، کبد و...
ایجاد نیرو و نشاط با وضو
در احادیث آمده که بعد از وضو، بدن را با چیزی خشک نکنیم وبگذاریم خودش خشک شود. دلیل آن اینست که بدن در برابر سرمائی که حس می کند، خود به خود درجه حرارت آن بالا می رود تا بدن را خشک کند، که همین تحریکات حرارتی باعث باز شدن منافذ زیرپوست می شودو اکسیژن بیشتری به بافتهای پوست و مقداری هم عظلات زیر پوست می رسد و باعث نیرو و نشاط می گردد.
رابطه میدان مغناطیسی وبارهای الکتریکی
هارولد بور از دانشگاه بیل برای اولین بار با انجام یک آزمایش ساده به وجود میدان مغناطیسی در اطراف موجود زنده پی برد و بعد متوجه شد که این میدان در بدن انسان نیز وجود دارد.
تشکیل میدان مغناطیسی بدن:
همانطور که می دانید، در بدن ما میلیونها عصب وجود دارد که کار انتقال پیام در بدن ما بوسیله تحریک الکتریکی این عصبها صورت می گیرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها، در بدن ما یک میدان تشکیل می شود و میدان بدن ما در اثر فعالیت همزمان میلیونها عصب به وجود می آید.
امواج مغزی:
دستگاه موج نگارمغز چهار نوع منحنی ازامواج مغزی را ارائه می دهد که عبارتند از: آلفا، بتا، دلتا و تتا.
ریتمهای دلتا کندترین امواج مغزی با تناوب 1 تا 3 دور در ثانیه بوده و اغلب در خواب عمیق ظاهر می شوند. ریتمهای تتا که دارای تناوب 4 تا 7 دور در ثانیه می باشند و به خلق و خوی بستگی دارند. ریتمهای آلفا که دارای تناوب 8 تا 12دور در ثانیه می باشد و در اوقات تفکر، تامل آزاد رخ داده و در صورت تمرکز حواس قطع می شوند. و بالاخره ریتمهای بتا با تناوب 13 تا 22 دور در ثانیه، ظاهرا منحصر به نواحی جلویی مغز، یعنی جایی که فعالیتهای پیچیده مغز رخ می دهد می باشند.
میدان مغناطیسی بدن و امواج مغزی در معرض خطر:
حتما تا به حال درباره خطرات گوشیهای موبایل یا زندگی در نزدیکی نیروگاه های برق چیزهایی شنیده اید. بنابر تحقیقات پرفسورلای، امواج مغناطیسی خارجی که از نیروگاه های برق یا وسایل برقی مثل سشوارو ... ساتع می شود، به DNA سلولهای مغزی آسیب می رساند و قابلیت ترمیم را در آنها از بین می برد. میدانهای مغناطیسی خارجی علاوه بر آسیب به DNA مغز اثر منفی دیگری به بدن دارند. این میدانها باعث اختلال در میدان مغناطیسی طبیعی بدن می شوند. همانطور که می دانید نزدیک به 70% از بدن ما را آب فرا گرفته است و مولکولهای آب به صورت دو قطبی هستند و زمانی که ما در معرض یک میدان مغناطیسی خارجی قرار می گیریم، این مولکولها در جهت آن میدان قرار می گیرند و این پدیده باعث می شود، نظم میدان مغناطیسی ما به هم بریزد.
علاوه بر عوامل خارجی یکسری عوامل داخلی نیز وجود دارند که باعث می شوند اختلال در میدان بدن ایجاد شود. مهمترین آنها بارهای الکتریکی هستند که هنگام شارش بار در عصب، در اطراف آن به وجود می آیند و به صورت الکتریسته ساکن در بافتهای بدن ذخیره می شوند و میدانی که در اطراف این بارها به وجود می آیند در میدان بدن ایجاد خلل می کنند. این بارها به خصوص در نقاطی که تراکم اعصاب بیشتر است ذخیره می شوند و به دلیل این که هم تراکم زیادی دارند و هم در نزدیکی عصبهای بیشتر و مهمتری قرار دارند، برای بدن به شدت مضر هستند. از جمله این نقاط ناحیه سر، دستها و قسمت مچ پا به پایین است.
در بین این سه قسمت، سر اهمیت ویژه ای دارد. چون بارهای ذخیره شده در آن علاوه بر ایجاد خلل در میدان مغناطیسی بدن، باعث اغتشاش در امواج مغزی نیز می شوند.
به ظاهر ما روزانه تنها دقایقی را در معرض میدان مغناطیسی هستیم. مثل موبایل، سشوار و... اما در طول دوران زندگی خود در معرض میدان مغناطیسی بسیار قوی هستیم وآن میدان مغناطیسی زمین است.
نماز و میدان مغناطیسی:
آنگونه که از تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست، به طور شگفت انگیزی اگر انسان در هر نقطه ای از زمین رو به قبله بایستد، میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می گردد و در مدتی که در نماز است میدان بدنش منظم می شود.
نماز وبارهای الکتریکی:
همان طور که قبلا اشاره شد، بارهای زائدی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب به وجود می آیند هم شبیه میدان بدن بر امواج مغزی اثر سوء دارند. این اثرات در نواحی که اعصاب در آن تحرک بیشتری دارند، خطرات جدیتری ایجاد می کنند. و باید هر چه سریعتر از آن نواحی دور شوند.
به طرز حیرت آوری می بینیم که این نواحی، دقیقا نواحی هستند که در وضو شسته می شوند( سر، دست، مچ پا به پایین) و بنابر تحقیقات صورت گرفته، بهترین راه دفع این بارهای زائد، استفاده از یک ماده رساناست. سریعترین و ارزانترین و بی ضررترین ماده برای این کار، آب است. جالب این جاست که آب هر چه خالص تر باشد، سریعتر بارهای ساکن را از بدن ما به اطراف گسیل می دهد و هیچ مایعی مثل آب خالصی که در وضو به انسانها سفارش شده این اثر را ندارد.
نماز و امواج مغزی:
با دفع بارهای زائد بدن در وضو، امواج مغزی در ایده آل ترین حالت قرار می گیرند. علاوه بر آن حالت تمرکزی که در هنگام نماز در انسان به وجود می آید، تشعشع امواج آنها را به اندازه قابل توجهی بالا می برد و توانایی مغز را در تولید این امواج بالا می برد.
حالات نماز
1- ایستادن در نماز:
ایستادن در نماز، باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند. این عمل باعث می شود تا فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.
نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقسم نگاه می دارد.
وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند، جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی چون نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.
2- رکوع در نماز:
تقویت ماهیچه های شکم، حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبویت مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی از خواص رکوع در نماز است.
کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در تعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عظلات صورت، گردن، ساق پا و رانها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. تنظیم متابولیسم بدن، فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماریها از بدن، کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز از دیگر خواص رکوع در نماز است.
3- سجده در نماز:
سجده، ستون مهره های بدن را تقویت کرده و درد های سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه، پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده، که این امر با تغذیه غدد باعث حفظ شادابی، زیبایی و طزاوت پوست می شود.
حالات سجده به واسطه باز کردن مهره ها از یکدیگر، باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این امر برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است.
اگر فاصله مهر از نمازگزار به اندازه حدودا یک وجب جلوتر از حالت معمولی باشد، کشش بیشتری در کمر حس می شود که باعث مداوای کسانی که دیسک و یا ناراحتی کمر دارند می شود. و اگر کسی که سالم است این کار را انجام دهد، هیچ گاه دچار دیسک و ناراحتی کمر نمی شود.
سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. سجده قدرت درک و فهم را زیاد می کند. دلیلش این است که در سجده به پیشانی ما فشار می آید و باعث می شود که کاملا روی پیشانی متمرکز شویم ( اگر در این حالت به نوک بینی مان نگاه کنیم، خود به خود به پیشانی فشار می آید ) و این امر اگر با دقت و تمرکز زیاد صورت گیرد، بعد از مدت طولانی سبب بیداری چشم بصیرت شخص می گردد.
در علوم ماوراءالطبیعه به این چشم، چشم سوم گویند که بین دو ابرو و چشم واقع شده است. در علوم یوگا نیز به چاکرای "آجنا" معروف است.هدف یک یوگی مشتعل کردن انرژی روحانی در چاکراها بلاخص چاکرای آجناست. که بتواند بدون دو چشم طبیعی ببیند.
امروز حتی پزشکان روانشناس نیز مبلغان متجدد دین شدهاند و گرویدن به دین را توصیه مینمایند.
یکی از فواید ظاهری نماز و سجدههای مستحبی و طولانی در نماز شب پیشگیری از بروز بیماری آرتروز است، زیرا حرکات فیزیکی ویژهیی را انجام میدهد، در نماز نافلهی شب چون فرد در دل شب از خواب بیدار میشود و سد استراحت طولانی را در بستر نرم و راحت میشکند و حرکات فیزیکی نماز را انجام میدهد، جلوی ابتلاء به آرتروز گردن و کمر را میگیرد.
در سجدههای مستحبی طولانی به دلیل اینکه دستها از آرنج تا کف دست روی زمین قرار میگیرد و شکم به سمت پایین کشیده میشود و پیشانی و گونهها در چند جهت روی مهر یا زمین قرار میگیرد، شرایطی ایجاد میشود تا از بروز آرتروز مهرههای گردن و کمر جلوگیری گردد.
از طرفی وقتی پیشانی به مدت طولانی روی مهر یا روی زمین قرار گیرد بدن حالتی پیدا میکند که بارو رسپتورهای (Baroreceptor) جدار آئورت و جدار عروق کاروتید گردن در اثر برخورد ستون خون تحریک شده و ازطریق ایجاد سیگنالهای عصبی مانع افزایش فشارخون در فرد نمازگزار میشود، از سوی دیگر در سجدههای مستحبی طولانی، اگر در قوس شریان آئورت کلسیم به تازگی رسوب کرده باشد، آن را از جا میکند ومانع آهکی شدن یا کلسیفیهشدن (Calcifie) جدار قوس آئورت میشود.
از نظر مذهبی در تمام کتابهای دعا و نیایش اشاره شده که هنگام دعا کف دستها باید به طرف آسمان باشد و علت علمی آن را ذکر نکردهاند، استادان مانیوتیزم علاوه بر اعتقاد شخصی، خودشان اینطور آموزشی میدهند که همیشه سیالهی عصبی از نوک انگشتان و کف دستها خارج میشود وآموزش میدهند که هنگام هر نوع معالجه یا رفع هر گونه دردی باید کف دست را بر موضع دردناک گذاشت.
وقتی کف دستها به طرف آسمان قرار میگیرد مقداری از مانتیزورهای موجود در هوا و فضا از کف دستها جذب بدن میشود و به عکس چنانچه کف دست به طرف زمین باشد معتقد هستند که مقداری از مغناطیس شخص از بدن خارج شده و جذب زمین میشود
سیم خاردار در نماز
چهارشنبه 4/8/90 5:41 عصر| | نظر
سیم خاردار در نماز
دوستان گلم یه راهکار برایه کسانی که در نماز حواسشون پرت میشه اینه که سیم خارداری از یاد خدا و فراموش کردن هر آنچه به جز اوست را برایه خود درست کنیم و هر بار که آهنگ روح بخش دعوت خدا بلند شد اونو دور سجاده بکاریم و در حصار یاده خدا از هم صحبتی با او لذت ببریم ....
خدایه مهربان تر از مادرم به این قلب کوچکم بفهمان آنچه را نمیداند و لذت عبادت کردنت را به من بچشان
گاه از تو فراری هستیم گاهی از تودلگیریم ولی تو میدانی با این شاگرد فراری ز درس عشقت باید که چگونه تا کنی
هر بار که از تو فرار میکنم جز قهر گناه هیچ نمیبینم تو بر حالم زمنم بهتر آگاهی ز افکارم زاعماق وجودم ...پس بار الها تو بر حال من ترحمی کریمانه فرما
آمین یا رب العالمین
آرشیوها
-
نامه ای به خدا [2]
تمثیل زیبای انتظار
خاطرات اعتکاف
درد ودل با امام زمان [2]
تفسیر وفضایل سوره زلزال [2]
قهوه تلخ ونماد شیطان پرستی
قلب یخی و داستانی فراماسونری
اقدام جدید وهابیت در مکه
دانستنیهای قبل ازدواج [6]
حجاب وباید ها ونبایدها [2]
پرسش های جوانان در مورد امام زمان (عج) [3]
گمشده انسان ها
طنز ایرانی ها ؟؟؟
عید مبعث
کاریکاتورهای مذهبی حتما ببینید...
» هنرمندی با میوه ها
غیرآرشیویها
-
آداب و رفتار های پیامبر اسلام (ٌص)
مصحف فاطمه الزهرا (س)
مخفی گاه سنت مدون قسمت دوم
مخفی گاه سنت مدون قسمت اول .
تربیت کودکان به سبک پیامبر(ص)
فواید علمی فلسفی نماز ...
سیم خاردار در نماز
درهای بسته با بسم الله باز می شود
بوی گند نفرت در دل !!
شیطان و حراج وسایلش
امیدوارکننده ترین آیه
پرده هایی از برهنگی
زائر خدا
مریم مقدس و خدا
چه نمازها که خواندیم
[همه عناوین(64)][عناوین آرشیوشده]
پیوندها
-
انسان جاری
برادران شهید هاشمی
****شهرستان بجنورد****
علی داودی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
یادداشتهای فانوس
Romance
سفیر دوستی
دکتر علی حاجی ستوده
پاتوق دخترها وپسرها
تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر
آرمان
چشم انتظار
رازهای موفقیت زندگی
آرشیوی متنوع از مسائل روزمره
آموزه ـ AMOOZEH.IR
فقط عشقو لانه ها وارید شوند
xXx رنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx
کوه های استوار
گروه اینترنتی جرقه داتکو
بوی سیب
سکوت پرسروصدا
علی
شهد
صل الله علی الباکین علی الحسین
اندیشه
آزاد اندیشان
گمنام
شهید شلمچه
+O
مشاوره مجازی
**قافله نت**
.: شهر عشق :.
روژمان
JUST
عاشق تنها....
آریایی
لحظه های آبی
مسائل شیطان پرستی در ایران و جهان
تنهایی من
عشق طلاست
جیگر نامه
حکیم دزفولی
آخرین منجی
صفاسیتی
صندلی داغ پارسی بلاگ
fazestan